خَستــــه ام....!
امــــا تَحمـُـــل مـي کُنــم...
خُــــدايـــا روزِگـــارت با من و احساسم بـَــد تـــا کـــرد...!
وقتي عبارت ” خدا را به ياد داشته باش ” را مي خوانم
در ذهنم و در قلبم گزينه ” هميشه ” را برايش تيک مي کنم . . .
چقدر خوشحـال بـود شيطــان
وقتي سيب را چيدم
گمان ميكرد فريب داده است مـرا
نمي دانست تـو پرسيده بـودي
مـرا بيشتر دوست داري يـا مـاندن در بهشت را ؟
عادت دارم
هَـــر روز
جـــــايِ انگشــــــتانم را از روي شيشــــه يِ مانيتور پاک کنم
آخــــر
نوازش کردن عکـــــس هايَت
عادَت مَن است...
تو اين دنيا آدماي زيادي
با هم رو تختاي 2 نفره ميخوابن
اما قشنگ اينه که
خيليا رو تختا ، دور از هم به ياد هم بيدارن.
دل کنـدن از تــو
بـــا همـــه عشقي که بهــت داشـتـم
مــن رو بـه يـــه جـايــي رســوند
کــه حالا تــو چـشـمــاش زل بـــزنـــم
بـگــم : عــاشــقــمــي ؟
خـــب بــــه درکـــــــ ...!
نسلي هستيم که از پشت ِ قابهاي ِ شيشه اي مانيتور يکـديگـر را در آغوش کشيديم !!!
ديـگر بغـضم
در چشمانـم گـير مـي کـند ،
نگـاهم در صدايـم ،
اشک در گلويم ،
مـن که گفته بودم
آدم نمي شوم ...
کمي مهربانتر باش لطفا !
براي شانه ام سنگين است
اين سرسنگيني هـــا . . .
جــَريـان چـيســت؟!
هيـچگـاه پيـدا نميــشود
جـَسـَد آنـان که ادعـا ميکـُنـند،
بـَرايــِمـان ميـمــيرَند ...!
زبانــم لـال چشـمـم کـــور
اگـــر غيـــر از بــــو ي تــــو
شنـــيده باشـــم
يــــاد تنــت کــه مـي افــتم
رشتــه ي افکـــارم پنــبه مـي شـود !
اينطور نميشود
بايد يک غريق نجات هميشه همراهم باشد
غــرق در فـکرت شدن اصلا دست خودم نيست.....
چـنـد وقـتـيـسـت بـه جـاي يـک جـرعـه آب ِ خـوش,
"بـغـض" از گـلـويـمـان پـايـيـن مـي رود,
ايـهـالـنّـاس ...
دل را لـگـد نـکـنـيـد !
آبـَش را گـل نـکـنـيـد !
ميخواهم
از دلتنگيهام
براين بنويسم
اما
اين کاغذ را هم
سفيد ميگذارم
حرفهايم براي تو
در کاغذ نميگنجد...
چقدر دوست داشتم يک نفر از من مي پرسيد
چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟
چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟
اما افسوس ... هيچ کس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره .
اري با تو هستم .. با تويي که از کنارم گذشتي...
و حتي يک بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است!!!
به وسعت نديدن نگاهت
خسته ام
چگونه بشکنم ثانيه ها سنگين
دوريت را ...
من " سلام " مي گويم ...
و " لبخند " مي زنم ...
و قسم مي خورم ...
و مي دانم ...
" عشق " همين است ...
به همين سادگي ...
مدام گفتي خيالت تخت من وفادارم...!
و من چه ساده لوحانه خيالم را تختي کردم
براي عشق بازي تو با ديگري!!!!!
غمگـيـــن تــريـن جــاي خــاطــره اونجــاييـه کــه کــم کــم
احســاس ميکنــي چهـــرش هم داره از يــــــادت ميـــرِه
با من چيزي بگو
کلامي آنقدر کوتاه که
همسايه نشنود
با من چيزي بگو
ساده ترين حرف انساني
آوازي که يک حنجره به
ياد آورد
با من بگو
بگو که دوستم داري
در جـَـــواب اَشک هـــاي گـــَرمَم،
که روي گونه هايَم سُرسُره بــازي مــي کَـــردَنــد...
بـِين آن همه آدم،
در آخــــرين ديـــدار ِ رسمـــي مان....
نبايــــد مــي گفـــتـــي:
"دُنــــياي شُمـــا چــِقــَدر قـــَشَنگــــ اَستـــ"
دل اَست ديـگـر
مـــــي شکـــــنــــد....
شبيه سَمَر شده ام .. !
اين روزها ..
دلم عجيب تقاضاي مُهَنَدي را ميکند که ..
خودم هم ميدانم ..
بودنش براي من نيست .. !
لعنت ! ..
به اين عشقي که از ابتدا ..
به دَست مادمازِلي ..
ممنوع شد .. !
نظرات شما عزیزان:
موضوعات مرتبط: اس ام اس ، جملات فوق العاده زیبا و احساسی ، ،
برچسبها:













































